وب سایت شاعران بختیاری

ثبت نام ورود به سایت

Login

نام کاربری
رمز عبور
Remember Me

ثبت نام

Fields marked with an asterisk (*) are required.
نام
نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز عبور
ایمیل
تکرار ایمیل

گفتمان « گفت و گو »

نقد و بررسی آثار شاعران

آمار بازدید

امروز2
دیروز9
این ماه519
مجموع182146
توسعه یافته توسط وب سایت جومینا

گالری

 عکس شاعران و مناظر طبیعی بختیاری

 

ستاره درخشان وبانوی شعر بختیاری استاد فریده چراغی  متخلص به مَمیرا متولد هشتم مهرماه 1353 شهرستان الیگودرز میباشد خانم فریده چراغی در خانواده ای چشم به جهان هستی گشود ، که پیوند عمیق و مستحکم  دو ایل بزرگ چالَنگ وهَفلَنگ  بختیاری را بازگو میکند .چرا؟ چون  پدرش از ایل چالنگ و مادرش از ایل هفلنگ میباشد  تسلط و اشراف کامل ایشان به زبان بختیاری و روان گوئی ایشان زائده دو فرهنگی است که اختلافات چندانی با هم ندارند . فریده چراغی به نوعی ناخواسته در معرض تلاقی و تلفیق دو گویش همگون قرار گرفته و به خوبی توانسته واژه های ناب زبان بختیاری را از میان  این دو گویش برگزیند و خود را از لغزشهای زبانی که این روزها در میان شاعران بختیاری مرسوم شده مصون نگه دارد، این بانوی روشنفکر و توانا با نبوغ ادبی خود توانسته  قابلیتهای باالقوه شعر بختیاری را در قالب های گوناگون شعری  شکوفا کند.بقول زنده یاد سیروس رادمنش بر پیشانیش نوشته شده است آیندۀ درخشانی در انتظار اوست اولین اثر ایشان با نام گل باوینه  در سال 1381 چاپ و روانه بازار کتاب شد . دکتر اردشیر صالح پور استاد دانشگاه نیز مقدمه ای بر آن نگاشته که قابل تامل و تفکر است . نام اولین اثر ایشان بدان جهت گل باوینه نام گذاری شد...

 

شناسنامه ی من یک دروغ تكراري ست    هـنوز تا متــولد شدن مجـالم هست

(محمدعلی بهمنی)

  ...شاعر و هنرمند خطاط بختیاری غفور اسکندری سخندری درآغازین روز مهر و فصل ریزش برگ های درختان، درسال 1353 كنار توف هاي زيبا و ديدني  "ليلان" و "دار سوز"  و طبیعت خرم روستا ديده براین جهان گشود،دوران کودکی خودرا در دامن  دا «مادر» و طبیعت بکر بختیاری سپری نمود و ساليانی نيز با ايل و تبار خود  طعم لذیذ وماندگاركوچ را چشيد؛ اما خيلي زود  دست بي رحم جبر او را براي هميشه از دنيا وطبیعت زیبای كودكيش جدا نمود . تبعيد شد بي خبر از سيب و درختش * تفهيم نكردند چه بوده ست گناهش". «داریوش مرادی» ديگر نه از كوه و سبزه خبري بود و نه صداي نَی ِهفت بند . تا چشم كار مي كرد ديوار بود و كوچه. شهر بود  و شلوغي ... او پي چيزي مي گشت، همانی كه گم شده اش بود تا از چشمه سار زلال آن سیراب شود به همین منظور به سراغ هنر خطاطی که : عشق ورزیدن و روح بخشیدن به واژه هاست رفت مدتی بدون استاد و بصورت خود جوش هنر خطاطی و خوش نویسی را به انحاء مختلف تا حدودی فرا گرفت اما بزودی دریافت که:« طی این مرحله بی همرهی خضر مَکن * ظلمات است بترس از خطر گمراهی...»بدون استاد در این راه ره بجائی نخواهد برد .برای فرا گرفتن اصول هنر خطاطی بطور جدی عزم خود را جزم کرد و از تمام لذت ها ی جوانی دست کشید ، عاشقانه بدنبال اساتید این فن از این شهر به آن شهر سفر می نمود و روح تشنه و کنجکاو خود را آنچنان در پيچ و تاب و کش و قوس های بی مانند خط  نستعليق و شكسته گره زد ، و وجودش را آنگونه که باید با کلمات معجزه آسای ادب پارسی وشعر شاعران ایران زمین عجین نمود ، پیوند عمیق وناگسستنی هنر خطاطی و شعر پارسی  موجبات شکوفائی وبروز استعدادهای ذاتی و خدادادی ایشان شد و در نتیجه  آثار دل انگیز و پر مغزی را به زبان بختیاری بوجود آورده که در بررسی آثارش درخواهید یافت که  تمام سعی و تلاش خود را در سرودن بر مبانی  صحیح سرایش و استفاده از واژه های اصیل بختیاری بنا نهاده است .

و اینَک از زبا نِ شاعر که چنین زیبا می گوید: هر روز مي نوشتم، در كتاب فارسي سرمشقي بود بسيار زيبا اما حيف كه كافي نبود. من به اشعاري كه در كتاب ها بود عشق مي ورزيدم . چون با خطی خوش نوشته شده بود. نخستين  آموزگار خط من "ايوب كياني بود" اولين روز کلاس خط گفت  بچه ها بنويسيد؛ "هر آن  كه جانب اهل وفا نگه دارد / خداش در همه حال از بلا نگه دارد". اين عبارت را به خطي زيبا پاي تخته سیاه نوشت و بالای سر من ايستاد با ديدن خط ام، دستي بر شانه ام گذاشت وبالحنی زیبا، شاعرانه و رسا گفت: يافتم آن که را مي خواستم. روزي ديگر كه با تيغه ی مداد تراش قلم ني ام را تراش می زدم دستم برید و با خون خود لوح هميشگي ی خط را امضاء كردم و بر صفحه ی وجود نوشتم  كه تا آخرين نفس خواهم ماند. در حس و حال خط بودم كه سال تحصيلي تمام شد، مردودي من پشت شيشه ي پنجره چسبيد اما خيالي نبود، زيرا: "من به دنبال كوچه یي بودم  بي انتها براي رفتن بي واژه براي سرودن".(سیدعلی صالحی)، معلم ديگر من "منوچهرامير زاده"  بود و دیگرآموزگارم "ایرج خواجوي". مردانی وارسته بودند هم خطي زيبا و هم بیانی شيوا داشتند. معلم ديگر من "علی حسین صانعي" بود كه خداي شان حفظ كناد. جز من كه هر زنگ برايم زنگ خط بود  كم تر دانش آموزي به اين مهم مي پرداخت درهمين حوالي با استاد "كي حسین کی منصور" آشنا گردیدم ودرمحضر وی تلمذ نمودم و پس از چندی شاگردی درنزد ایشان، به تهران رفتم و بعد از تشویق زنده ياد "هاشم ابوالقاسمي" خوش نویس و شاعرترک زبان وهنرمند وارسته به محضر استاد "محمد رضا يزداني "راه يافتم و در مدت كمي نزد اين نازنین استاد، دوره ي ممتازی را گذراندم، سپس به شهر خود برگشتم و به ترويج و تدريس هنر خوش نويسي مشغول شدمبعد از توقف بسيار طولاني مجددا" به تهران رفتم و درمحضر استاد بزرگ شكسته ي نستعليق معاصر "يد الله كابلي خوانساري" بهره مند گرديدم اما طولي نكشيد كه اين سعادت از من گرفته شد و هم چنان در بحر هجر مستغرق والتيام بخش اين جدايي بيت پر مغز مولوي ست كه : "شرح اين هجران و اين خون جگر/ اين زمان بگذار تا وقت دگر" لذا ازآن جایی که خط وشعر مکمل هم و جدا ناپذیرهستند با این دنیا نیز مأنوس  گردیدم ونه تنها خود به این وادی ورود کردم و واله وسرگشته شدم که بسیاری از هنرجویان ام نیز خوش نویسانی شاعرتربیت شدند.

 

 

عکس فوق برگرفته از وبلاگ تاراز رامین یوسفی با تغییرات

علیمراد موری متخلص به الول  متولد 1334 شهرستان مسجد سلیمان دوران تحصیلات ابتدائی را در دبستان جاوید و تحصیلات متوسطه را با شاعر پر آوازۀ شعر ناب آریا آریاپور(حمیدکریمپورفعلا"ساکن فرانسه در حال تحصیل در رشته فلسفه)(کریم کریمپور) که از دوستان نزدیک و از همسایگان ایشان بود در دبیرستان پهلوی آن دوران در محلۀ سبزآباد گزرانید دراوایل انقلاب در کنکور دانشگاه تهران رشته ادبیات شرکت کرد که مصادف شد با تعطیلی دانشگاه های کشورو شروع انقلاب او با چند تن از دوستان خود (هرمز علی پور آریا آریاپور سیروس رادمنش و سید علی صالحی و یارمحمد اسدپور ......) اولین راهپیمائی علیه حکومت پهلوی را در مسجد سلیمان راه اندازی نمودند بعداز انقلاب بعنوان دبیر در دبیرستانها شهرستان مسجد سلیمان مشغول تدریس بود پس از مدتی به خواستۀ خودش از آموزش و پرورش بیرون آمد و به شغلهای دیگری پرداخت .  شعرهایی از این شاعر گرانقدر در کتاب شعر به نام ( دقیقۀ اکنون )به چاپ رسیده. سرانجام این شاعر عزیز بعلت مرگ مغزی در یکم شهریور سال 1389 در بیمارستان شرکت نفت اهواز دار فانی را ودا گفت و به دیار باقی شتافت روحش شاد و یادش تا ابد گرامی.

(هَر چِي خاكِ هُنِه عُمْرِ اِيْسا با)

 

نياري بختياري

 

 

عکس فوق بر گرفته از کتاب چکیلا 

بیوگرافی زنده یاد مرید میرقائد نویسنده محقق نقاش و شاعر بختیاری 

 

مرید میرقائد در سال 1327 در شهرستان مسجد سلیمان در محلۀ سرمسجد چشم به جهان گشود از همان دوران نوجوانی به هنر علاقۀ شدیدی داشت پس از تحصیل در دانشگاه هنرهای زیبا بعنوان دبیر هنر به استخدام آموزش و پرورش شهرستان مسجد سلیمان در آمد و مشغول تدریس در دبیرستانهای مسجد سلیمان شد وآغاز فعالیت شعری ایشان مصادف شد با جریان موج ناب در شهرستان مسجد سلیمان  دو مجموعه شعر از ایشان به یادگار مانده به نام های << پرنوشته ها>> و<< چکیلا- مجموعه بیت و غزل به زبان بختیاری >> ایشان برای اولین بار در تاریخ بختیاری شعر بختیاری را در قالب شعر نو کنجانده و از این ظرفیتها استفاده نموده چنانچه خوانندگان عزیز اطلاعات دقیق تری و یا ایرادی در این متن و اشعار می بینند خواهشمندیم به ما اطلاع دهند.

 

 

شاعر بختیاری علیشاه مولوی جان به جان آفرین تسلیم کرد

بیوگرافی زنده یاد علیشاه مولوی شاعر بختیاری

 

عـلیشـاه مـولـوی با نام های مستعار «بهارآقا » و «ع مولوی» متولد 22 دی ماه 1331

آغـاجـاری از تـوابع استـان خـوزستـان در ســال 1347 در رشته ادبیات فارسی بصورت

جدی شروع به تحصیل نمود و درحین تحصیل بهفعالـیتهای سیاسی ،هنری« تئاتر،سینما»

و ورزش می پرداخـت، بـه منظــوراعتراض بهسانسوردر سالهای قبل از انقلاب با وجود

پیشنهاد ناشران مختلفی مانند چشمه، نگاه ،  و...

از سپردن شعرهایش به اداره ممیزی برای بررسی و صدور مجوز به هر شکل خوداری

نمود، زیرا معتقد بود شاعرباید استقلال داشته باشدوسانسورتوهـین به شـعور شاعر است

ایشان پنج دفتر شعر را در طول سال های 58 تا 60 منتشر کرده است همچنین در سال

1357داستان «شهید سوم» را منتشرساخت، او ازسال 1359 و پس از انتشار این آثار

تا سال1387هیچ کتابی منتشر نساخت و از آن پس مجموعه ی شعر «کاملا خصوصی

برای آگاهی عموم» و آثاری داستانی را در دست انتشار داشت . اثر یا شده حاصل 25

سال سروده های منتشر نشده ایشان است و حاوی 120 قطعه از سروده های این شاعر

 است کهاز سال 58 تا کـنون سروده شده اند وی همـچنین دو منظومه ی بـلند«لشـکر_

واژه ها» و «درستایش مرگ»علاوه بر اینها مجموعه داستان کوتاه وی نیز شامل 14

داستان کوتاه است که طی دهه های گذشته به نگارش در آمده است به عـلاوه، زنـدگی

 نامه ی خود نوشت مولویکهدر قالب رمان و با زبان روایی نوشته شده است از دیگر

آثار اوست.

آثار ایشان درمجلات آدینه ، دنیای سخن، کـارنامه،... و بـرخی روزنـامه ها به چـاپ

رسیده است و از دیگر فعالیت های ایشان دبـیری صـفحات شعر مـجله ی ادبی نافه و

سردبیری دو ماه نامه ی ادبی دال را به عهده داشته است او هم چنین دبیر سخن گوی

جـریـان شاعرانمسـتقل سراسر ایران بـود. و یـکی از کارشـناسـان جـایــزه ی دسـت

نیافتنی شعر نیما یوشیج...

  

طراحی وب بهینه سازی